{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«INFECTED LOVE»

P2: INFECTED LOVE
الستور، اهریمن رادیویی که من باشم، تونستم ابهت از دست داده ی خودمو برگردونم و به بقیه گناهکار ها بفهمونم که من هنوز مثل سابق بی رحم و ترسناک ام. زندگیم از وقتی که از اون هتل کوچولو اومدم بیرون بهتر شده، نه جیغ جیغ کردن چارلی، نه غر غر کردن وگی یا دیدن قیافه اون کوتوله اردک پرست و روح هایی که من بهشون دستور دادم اونجا کار کنن هنوز هم حرف گوش کنن و سرشون رو با کار کردن گرم میکنن. درسته زندگی کردن بدون مزاحمت کسی الان برام بهتر شده ولی انگار یه چیزی رو گم کردم، یه چیزی که نمیدونه چی هست و هرچی فکر میکنم نمیفهمم. هـــیم حالا که فکر میکنم چارلی بدون کمک من نمیتونه هتل رو خوب اداره کنه پس شاید فردا دوباره یه سر به هتل بزنم و از این وجود مطمعن شم.
*راوی*
الستور شب رو با آرامش خوابید و صبح زود بیدار شد و از خونه اش رفت بیرون. در راه درحال زمزه کردن یه موسیقی بود و عصای خود را در دستانش میچرخاند و به افراد آشنایی که میدید، مؤدبانه سلام میکرد و از حضورشون مرخص میشد. الستور بالاخره به هتل رسید و وارد هتل شد، هتل بیشتر از قبل شلوغ شده بود و چارلی از شدت استرس داشت میزد گریه و بلند داد میزد:« کاش الستور الان اینجا بود!» که با چهره خندون الستور روبه رو میشود. چارلی با ذوق میره نزدیک الستور و محکم بغلش میکنه و از روی زمین بلندش میکنه و میذارتش زمین." وای مرسی مرسی مرسی بالاخره اومدی ما واقعا به کمکت احتیاج داریم الستور" الستور با کمال میل و آمادگی گفت:" میدونم چارلی عزیزم برای همین برگشتم" و ناخواسته با قیافه لوسیفر که با تعجب به الستور زل زده بود و لیوان قهوه اش از دستش افتاده بود روبه رو شد.
دیدگاه ها (۰)

«INFECTED LOVE»

«INFECTED LOVE»

«INFECTED LOVE»

Uziiiiii !!

نام رمان : آواز شیطانپارت:1(یک روز در هتل)چارلی: خب خب همگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط